مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

647

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

حضرت گفت : شايد او خود كسى نزد من فرستد . خبر اين گفتگوى ابو طالب به خديجه رسيد . كس نزد او فرستاد و از او خواست به همراهى غلامش به سفر برود و كالاى او را بفروشد و آنچه مىخواهد خريدارى كند . و او به مكه بازگشت و بارها را فروخت و دو چندان شد و سود حاصل كرد . خديجه متمايل به ازدواج با حضرت شد . ازدواج با خديجه گويند وقتى كه خديجه از بركت حضرت و ميزان امانت و راستگويى و وفاى او آگاه شد ، خواستار ازدواج با او شد . واقدى گويد خديجه كنيزكى از آن خويش را كه نفيسه بود به خبرگزارى نزد حضرت فرستاد تا از وى بپرسد كه چرا همسر اختيار نمىكند . حضرت فرمود : من هيچ چيز ندارم تا ازدواج كنم . نفيسه گفت : اگر از اين باب كفايت شوى آيا موافق خواهى بود ؟ حضرت گفت : اين زن كيست ؟ نفيسه گفت : خديجه . حضرت ماجرا را به عموهايش بازگو كرد . حمزة بن عبد المطلب بيرون رفت و خديجه را از پدرش خويلد بن اسد خواستگارى كرد و او مست بود . وقتى صبح شد و به هوش آمد پرسيد كه اين خلوق و اين حله چيست ؟ گفتند محمد آن را به تو پوشانيده كه تو دخترت خديجه را به همسرى او دادى و او با وى همبستر شد . حضرت بيست شتر مادهء جوان كابين او كرد . واقدى روايت كرده كه عمويش ، عمرو بن اسد او را به ازدواج حضرت درآورد . حضرت به هنگام ازدواج با خديجه ، بيست و پنج ساله بود و خديجه چهل ساله و حضرت تا او زنده بود همسرى ديگر اختيار نكرد . پيش از حضرت ، خديجه همسر عتيق بن عبد الله يا ابن عابد بود و از او دخترى داشت . بعد از عتيق همسر ابو هاله هند بن زراره بود كه خديجه از وى هند بن هند را زاد و از حضرت رسول تمام اولاد حضرت را زاد مگر ابراهيم بن ماريه را كه از قبطيه زاده است . بزرگترين فرزندانش قاسم بود و از نام همين پسر كنيهء ابو القاسم يافت ، سپس طيب و طاهر و سپس رقيه و سپس زينب و سپس ام كلثوم و سپس فاطمه . واقدى گويد نديدم كه از اصحاب ما كسى طيب را اثبات كرده باشد و گويند كه او همان طاهر است . در روايت سعيد بن ابى عروبه از قتاده آمده كه خديجه در دورهء جاهليت عبد مناف را از حضرت زاد و در اسلام دو پسر و چهار دختر : قاسم و عبد الله كه در كودكى مردند و در كتاب ابن اسحق آمده كه دو پسرش در جاهليت مردند و دخترانش اسلام را درك كردند